X
تبلیغات
چهره بلاگ
دوشنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1393
توسط: محمود

دفتر خاطرات



images?q=tbn:ANd9GcT9Xsyapm6EXwDk-5hohRf

یکی از دوستام  با یه دختر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه ، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که ۵ ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه ، دختره هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم !!

 

از فردای اون روز نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش ! من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم ، ۱۰ جور خودکار واسش عوض کردم ، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش …، چایی ریختم روش و گل گذاشتم لای برگه ها و…

اونم تا میتونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ دختری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و …

 

بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن طرف ، دفتر خاطراتو بُرد تقدیم ایشون کرد … دختره در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سرش کوبید و گفت: منو چی فرض کردی؟ اینکه سالنامه ۱۳۹۰ هست! تو ۵ ساله داری تو این خاطره می نویسی

یکشنبه 31 فروردین‌ماه سال 1393
توسط: محمود

برخورد آیت الله خامنه ای با یک دوست دختر و پسر

به گزارش تپلک به نقل از سیما فان-سیمافان ، یکی از محافظان مقام معظم رهبری در خاطره ای گفت:  یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع  نامناسبی داشتند.

آنها به یک باره در مقابل گروه ما قرار گرفتند و فرصت جمع و جور کردن و رسیدگی به وضع ظاهری خودشان نداشتند از رفتار آنها مشخص بود که خیلی ترسیده بودند واینگونه به نظر می رسید که آنها تصور می کردند که الآن آقا دستور دستگیری آنها را فورا صادر خواهد کرد. ولی برخلاف تصور آنها آقا با آنها سلام و علیک گرمی کرد و پرسید که شما زن و شوهر هستید؟(البته آقا می دانست)؛  آن پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواجه شد، واقعیت را گفت؛ و جواب داد خیر من و این دختر دوست هستیم. 

آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود : بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید. آقا به آنها پیشنهاد داد که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، ومن هم آمادگی دارم که شخصاً خطبه عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار ، همراه خانواده خود در همان تاریخ به محضر ایشان رسیدند .

آقا هم خطبه عقد آن دو را جاری کردند . با برخورد کریمانه ایشان این دو جوان مسیر زندگی خود را تغییر دادند آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو هم به یک جوان مذهبی مبدل شدند.

(منبع: نشریه ماه تمام ،شماره ۳،ص۱۷).

در این جاست که تفاوت ها معلوم می شود !

شنبه 30 فروردین‌ماه سال 1393
توسط: محمود

آرایشگر مجازی


2052694p51crfs9kp.gif

در شهری در آمریکا، آرایشگری زندگی می کرد که

سالها بچه دار نمی شد. او نذر کرد که اگر بچه دار

 شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند.

بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد! روز اول یک شیرینی

 فروش وارد مغازه شد. پس از پایان کار، هنگامی که قناد

 خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن

روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک جعبه

بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود

 روز دوم یک گل فروش به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست

 حساب کند، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی

 آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک دسته گل بزرگ و

 یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود!

روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان

 آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد..

حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست

 مغازه اش را باز کند، با چه نظره ای روبرو شد؟

*

*

*

*

*


فکرکنید. شما هم یک ایرانی هستید.


*

*

*

*

*
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین،

 دم در سلمانی صف کشیده بودند و غر می زدند که

 پس این مردک چرا مغازه اش را باز نمی کند

سه‌شنبه 26 فروردین‌ماه سال 1393
توسط: محمود

مطالب جالب درمورد کما

"کما" حالتی است که در آن فرد هوش و حواسی ندارد اما همچنان بدنش کار می کند. به نوعی می توان این حالت را یک بیهوشی بسیار قوی دانست که در اثر ضربه های سخت به سر ایجاد می شود.

 تصادف و آسیب های مغزی در کنار خود کما را به همراه دارند که باعث می شود فرد مصدوم چند روزی را در میان زندگی و مرگ بگذراند. این حالت ممکن است برای بسیاری تنها یک مدت خاص باشد و پس از آن همه چیز به روال عادی بازگردد اما برای عده ای کما می تواند نقطه تحول باشد.

پاک شدن حافظه

 "لیز اسکیس" دختر انگلیسی است که در سال 2008 دچار برخی تشنجات خاص قرار گرفت و به همین علت به دکتر مراجعه کرد تا شاید آن ها بتوانند کمکش کنند. پزشکان تصمیم گرفتند او را به یک کمای سه هفته ای ببرند تا تحقیقاتی را روی مغز او انجام دهند. پس از پایان تحقیقات و زمانی که او از خواب بیدار شد تمام حافظه اش از بین رفته بود. او حتی قادر به صحبت کردن و یا راه رفتن هم نبود. این دختر 23 ساله مجبور شد که 11 ماه تنها به یادگیری موارد اولیه زندگی بگذراند و زندگی اش را بار دیگر از ابتدا آغاز کند.

بیماری به کما رفتن

یکشنبه 11 اسفند‌ماه سال 1392
توسط: محمود

چرت عروس و داماد در مراسم ازدواج

عکس/وقتی عروس و داماد خوابند